آموزش کامپیوتر به کودکان (1)

دخترم ده سالش گذشت و شاید بیست سال پیش وقتی بیست سالم بود به این فکر میکردم که به پسرم یا دخترم چه چیزهایی یاد بدهم. الان وقتش شده.

ما حاصل رویاهای نسل های قبلی مان هستیم از رویای پدر و مادر تا رویای مدیران مدرسه مان.

مدیران مدرسه ای در تهران که شعبه ی دوم انرژی اتمی را ساختند و نامش را علامه طباطبایی گذاشتند. سعی کردند از ما انسان های چند جانبه بسازند. هر ماه امتحان سیاسی و فرهنگی و هنری مثل خطاطی.. و ورزشی و حتی درس های رشته های دیگر مثل فلسفه و منطق و … را داشتیم. و تنها یادگار من از آن مدرسه همین طرح های مختلف بود که روی ما اجرا میشد. و البته بدلایل بسیار به نظر من موفق نبود. اما برای آن روزها وظیفه همین بود هر چند که نتیجه ها قابل تامل و نقد است.

تربیت یک انسان برای کسی مثل من که خودش را نشناخته و تربیت نکرده کاری مبهم است.

اما وقتی مراجعه میکنم به آثار انسان های خودساخته ی تاریخ، که وقتی سرگذشت زندگیشان را میخوانی با یک تصویری زیبا روبرو میشوی به خودم میگویم باید این خط را ادامه دهیم.

به اندازه ای که میفهمیم عمل کنیم. آموزش کامپیوتر یکی از مسایل است.

شخصیت دخترم تا آن اندازه که دست من است اهداف زیر را دنبال میکنم

1- اخلاق. ایثار. خدمتگذار بودن. ولایت پذیری و شوهر داری برای او که دختر است و تربیت نسلی را بر عهده دارد. که اگر خوب انجام شود آینده ی ایران و جهان تضمین است. هر کس به اندازه سعه و وسعت خودش

2- کار تیمی. که تصمیم دارم با ورزش های گروهی خودم با او تمرین کنم

3- خودسازی که فکر میکنم از این سن میتواند با یادگیری ورزش صورت گیرد. البته اگر خودم مربی اش باشم. که به حول قوه ی الهی هر هفته داریم دو ساعت با هم میریم ورزش و نکاتی را به صورت خیلی نکته وار میگویم تا محقق شود

مثلا میگویم دخترم تمرین میخواهد. صبر میخواهد. گوش کردن به حرف مربی میخواهد. مشاوره میخواهد. اعتماد به نفس میخواهد. نظم و برنامه ریزی میخواهد. هر هفته یک جمله را در ذهنش تزریق میکنم.

بگذریم

بریم سراغ رشته ی کامپیوتر:

آموزش تایپ و کار با کیبورد و ماوس. که من در یک بازی شبکه ای با دخترم تمرین کردم

آموزش موبایل که ماشالا برای بچه ها فقط در محدوده ی نصب بازی ها خلاصه میشه و نقطه ی شروع خوبی است.

الفبای سخت افزار در مدرک A+ دنبال میشود که من در شرکتی که داشتم ضبط کردم از اینجا میتونید ببینید.

و نرم افزار و برنامه نویسی را همینکه مینشیند کنار من در حد خیلی مقدماتی و آشنایی اولیه دنبال میکنم تا وقتش برسد

آموزش شبکه که وقتی داریم بازی شبکه ای میکنیم و اتفاقی میافتد شروع کردم. یعنی در حین کار. به سناریوی زیر رسیدم

+ بابا چرا قطع شد.

  • ببین بابا. اون دستگاه که اونجاست من و تو رو داره به هم وصل میکنه و وقتی برقش قطع میشه ما هم قطع میشیم.

+ بابا چرا من قطع نشدم.

  • برای اینکه کامپیوتر شما سرور هستش و من به شما وصل شدم و میبینی که من قطع شدم و هیچی تکان نمیخوره.

دارم سعی میکنم اول همه چیز رو شهود کنه و لمس کنه و براش سوال بیاد و کم کم مفاهیم و تعاریف رو در ذهنش جا بدم.

مثلا گاهی از ساختن بازی حرف میزنیم.

+ مامانش میگه ریحانه یک بازی بساز محیط بازی صورتی باشه. هیچکی تیر نزنه. سربازا لباسشون صورتی باشه و بجای تفنگ آب پاش باشه هر کس خیس شد از بازی خارج بشه.

اومده میگه چجوری بازی میسازن؟

در قسمت بعدی درباره ی آموزش برنامه نویسی حرف بزنیم.

نویسنده مطلب: صابر طباطبائی یزدی

منبع مطلب

به فکر سرمایه‌گذاری هستی؟

با هر سطحی از دانش در سریع‌ترین زمان با آموزش گام به گام، سرمایه گذاری را تجربه کن. همین الان میتونی با لینک زیر ثبت نام کنی و ۱۰ درصد تخفیف در کارمزد معاملاتی داشته باشی

ثبت نام و دریافت جایزه
ممکن است شما بپسندید
نظر شما درباره این مطلب

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.